یک سرخپوستِ خیال پردازِ کتابخوارِ

با کدام بال می‌توان از زوال روزها گریخت؟

نشسته ام شعر میبافم:)

رویاهایم را تو بریدی موهایم را هم من

چیزی برای بافتن نمانده 

نشسته ام شعر میبافم :)

#توکان_نوشت


پینوشت: کادوی روز دختری که قرار بود پدر بخرد ولی مامان دوستم گرفت :/

اون شعره برای جمع های دوستانه خیلی کاربرد داره :))

مبارک باشه :)
جدی؟ چه خوب :))
متشکریم 
توکان! O_o
چه خلاقیتی...
خوشم اومد بابا!D:
[لبخند زنان محوِ متن شده]
:دی
این واسه ایام جوونی بود خاهر @_@
الان پیر شدم مغزم جلبک بسته دی:
کافه پیانو ... :)) عاشقش می شی
پس زودتر بخونمش:)
خیلی قشنگ بود
جدی میگم!
:)

کتاب دختر پرتقالی رو عاشقم! از اون کتابا که هی میخرم و به این و اون هدیه ش میدم:))
متشکرم یاس جانم :)

منم خیلی عاقشمش
شعر های کوتاه خوبند اما حس میکنم  برای ادمهای بی حوصله اند من دنبال شع رهای بلند ترم
حستون درسته من واقعا بی حوصله ام
باید بگم قلبم یه لحظه یخ بست :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مقید به حقوق پیچک کنار پنجره ...
Designed By Erfan Powered by Bayan