یک سرخپوستِ خیال پردازِ کتابخوارِ

با کدام بال می‌توان از زوال روزها گریخت؟

جمعه نوشته هایش

دو بار در این شانزده سال زندگی دنیا تمام تلاشش را کرد تا به من بفهماند که  آخر آخرش فقط من هستم و خودم 

یکی وقتی که 12ساله بودم و یکی پارسال 24 بهمن ماه ..24 بهمن پارسال با اینکه همه چیز دو هفته بیشتر طول نکشید اما من تا دوماه بعدش با یاد اوری آن عربده کشان گریه میکردم  

و مهمترین نکته ای که فهمیدم این است  که راجب درد هایم با کسی حرف نزنم  چون تنها بعد از آن مرا به تظاهر و خود نمایی محکوم میکنند 

امروزه تمام تلاشم را میکنم که ناراحتی هایم رو با هر روش دیگه ای به جز صحبت کردن با بقیه از بین ببرم .



+ این متن رو نوشتم تا یادم بمونه!

 

با مهمترین نکته موافقم ... همینطوره ...
کاملا متشکرم:)
یه بتل ضرب‌المثل بلوچی هست که شامل حال 
جفتمون میشه 🙂

#     ای دیم سیاهیا دل سیاهی بهترن

         ay dim seyahiya dele seyahi behteren

          بجای اینکه صورتم سیاه همان بهتر که دلم سیاه بشه   ( تمام غم و اندوه را به دل می کشم اما نمی گذارم کسی از اوضاع نابسامان ما خبردار بشه )

خیلیم کاربردی :)
کلا با جا باهات موافقم..
تی قربان رویم و از این صوبتا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مقید به حقوق پیچک کنار پنجره ...
Designed By Erfan Powered by Bayan