یک سرخپوستِ خیال پردازِ کتابخوارِ

با کدام بال می‌توان از زوال روزها گریخت؟

دوصفر ده

هرچی آینه ی ترک خورده ی گوشه ی خونه رو زیر و رو میکنم هیچ اثری از بهبودی تو خودم نمیبینم ...چشام دیگه برق نمیزنه و یچیزی مثل یه هسته زرد الو گوشه گلوم گیر کرده که نه بالا میاد نه پایین میره 

یه جور  عجیبی توی این قسمت از زندگی گیر کردم  ..اونقدر که حتی کتابامم نمیتونن نجاتم بدن ‌‌...چطوری قراره خوب بشم خودممم نمیدونم 

کاش بابا زودتر بیاد که بغلم کنه :( دلم برایش تنگ شده 

پینوشت :نظرای قشنگتونو خوندم ولی مجال تایید نیست قول میدم در نزدیک ترین زمان  تاییدشون کنم :)

ای جاااانم:((
نبینم حال بدتو دوست جااانم:(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مقید به حقوق پیچک کنار پنجره ...
Designed By Erfan Powered by Bayan