یک سرخپوستِ خیال پردازِ کتابخوارِ

با کدام بال می‌توان از زوال روزها گریخت؟

ای قدم هایت میان ماندن و رفتن اسیر

مدت هاست دارم فکر میکنم که باید این من تیکه تیکه شده را بردارم و ببرم به غار درونم راست و ریستش کنم بعد دوباره بیاورمش اینجا میان دنیای آدم ها  این من افسرده ی تیکه تیکه شده که هم خودش را اذیت میکند هم دیگران را... که فقط خودش و عشق میتواند دوباره سرپایش کند 

این سه روز درست مثل گسل های زمین روی نقطه ی اوج خودم بودم و هی میلرزیدم تکان میخوردم و زیر  و رو میشدم تا اینکه فهمیدم برای رابطه مان و همه ادم هایی که قرار است با من وارد رابطه شوند  اول اول خودم را نجات بدهم 


پس قرار بر این شد دست خودم را میگیرم میبرم توی غار درونی ام و بعد از اینکه خوب شد دوباره همه چیز مثل اول میشود :)))



به سلامتی ایشالا :)
شنبه ۱۸ آذر ۹۶ , ۰۸:۵۷ مریــــ ـــــم
کاش منم میتونستم دست خودمو بگیرمو ببرم...
😢😢😢😢 
چخبرع 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مقید به حقوق پیچک کنار پنجره ...
Designed By Erfan Powered by Bayan