یک سرخپوستِ خیال پردازِ کتابخوارِ

با کدام بال می‌توان از زوال روزها گریخت؟

امان از جبر

از وقتی ۱۲سالم شد و دیالوگای مسخره دختر باید خانوم باشه و دختر که اینطوری نمیخنده و این حرفا شروع شد
سعی کردم با دختر بودنم مبارزه کنم ...موهامو کوتاه کردم ...پیرهن مردونه پوشیدم .و همه ی لاکامو شکستم لوازم آرایشمو توی عمیق نقطه ی کشوهام پنهون کردم و هیچ وقت توی جمع های خانوادگی برای کمک کردن داوطلب نشدم من با همه ی ویژگی هایی که تو ذهن همه از یک زن یا دختر هست مبارزه کردم من همه ی سعیمو کردم که این شخصیت نصفه و نیمم بیشتر از جنسیتم به نظر بیاد تا کسی تنها به واسطه ی زن بودنم نه امتیازی رو بهم بده و نه حقی رو ازم سلب کنه
من هیچ وقت از جمله مضخرف ایشالله عروسیت خجالت نکشیدم و گونه هام سرخ نشده
من فقط با نفرت به اون فرد نگاه کردم
چون به نظرم یه بیشعور عوضیه که رسالت یه دختررو فقط تو ازدواج و بچه دار شدن میبینه
اما حالا دم دمای ۱۷ سالگی دلم میخواد پر رنگ تر از همیشه رژ بزنم ...موهامو بلند کنم و با این شخصیتی که خودم حداقل دوسش دارم بدون توجه به تابو های اطرافم راجب یک زن زنونگی کنم
تصمیم گرفتم بجای مبارزه با این زن درونم با همه آدمایی که زن رو فقط یک جسم میبینن مبارزه کنم :)

اوه چه موضه ای گرفتید :دی
دق میدن ادمو دیگه😂
دقیقا هیج وقت خجالت به خاطر این حرفا توکارم نیست حتی میزنم زیر خنده اره قبلنا حرص میخوردم واز درک مزخرف این ادما به زندگی حالم بهم میخورد ولی ازیه جایی به بعد هرکی هرچی گفت خندیدم وبازهم میخندم ..
توهم بخند ناراحت نشوحیف خودته...
نمیشه خندید واقعا :(
هیچ نمیذاریم کسی توی عقاید و علایق مون دست بندازه و تغییرشون بده...
هرزمان که جمله ی ایشالا عروسیت رو شنیدم بدون خجالت عنوان کردم که "عروسی نه,جشن فارغ التحصیلی" D:
اینم خوبه امتحانش میکنم دی :
خیلی از دخترا مثل تو بودن شاید منم مثل تو بودم از اینکه ضعیف باشم بدم میومد
از کلاس شیشم رفتم بدن سازی که هیکلم دخترونه نباشه

وقتی بمیرم اولین سوالم از خدا اینه که چرا زن هارو افریدی
جالب اینه که منم همینطور:)
لباسای پسرونه، کارای پسرونه
و همشم به این خاطر بود که نمیخواستم اجازه بدم کسی بخاطر جنسیتم بهم زور بگه و تحقیرم کنه
و الان، اواخر ۱۷ سالگی دارم حس میکنم که چقدر احساسات زنونه تو وجودم  بیدار شدهو به گفته خودت چقدر دوست دارم پررنگ تر از همیشه رژ بزنم:)
و همه اینا به این خاطر بود ک فهمیدم قدرت مردا ادعاست، قدرت اصلی دست زنه :)
دقیقا منم همینطوری ام الان 
ولی به جمله اخرت هنوز پی نبردم 
به نظرم خودِ این‌کار به صرف این‌که نمی‌خوای دخترباشی و نه این‌که مثلا پیرهن مردونه دوست داری یه جور توهین به خودته؛
صرف نظر از اینا منتهی لازم به ذکره که « مزخرف» و توی نظرات، « موضع‌گیری»
اره قبول دارم ولی خب میدونی این جو حاکم عصبیم میکنه و مسئله اینحاست به هر مردی ام میگم میگه خلقتمون اینجوری بوده 
جمعه ۲۲ دی ۹۶ , ۱۶:۵۲ علیـ ــر ضــا
😂😂 
عجبا 😊
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مقید به حقوق پیچک کنار پنجره ...
Designed By Erfan Powered by Bayan